لئو برنت

لئو برنت
نام انگلیسی: Leo Burnett
سال و محل تولد: ۲۱ اکتبر ۱۸۹۱ در میشیگان آمریکا

لئو برنت یکی از خلاق ترین اشخاص در حوزه تبلیغات جهان بود. وی یکی از اساتید بنام در حوزه تبلیغ نویسی در قرن ۲۱ بود و مهارت بسیار زیادی در طراحی آگهی های تبلیغاتی پرفروش داشت. او یکی از تاثیرگذارترین افراد در تبلیغات خلاق در دهه ۱۹۶۰ بشمار می آید و از نگاه مجله تایمز جزء ۱۰۰ فرد برگزیده قرن بیستم معرفی شد.

شرکت وی با نام لئو برنت که در سال ۱۹۳۵ و در شیکاگو آمریکا تاسیس شد در لیست ۱۰ آژانس تبلیغاتی برتر دنیا و ۸ آژانس تبلیغاتی برتر آمریکا قرار گرفت. شرکت وی بعدها در ۸۳ کشور شعب خود را تاسیس کرد. شرکت هایی که با آژانس تبلیغاتی وی کار کرده اند در طول پانزده سال کار با او، از شرکتی یک میلیون دلاری به شرکتهایی با گردش مالی بیش از ۱۰ میلیون دلار تبدیل شدند. شرکت هایی همچون جنرال موتورز، پراکت اند گمبل و هواپیمایی آمریکا و … از جمله مشتریان آژانس تبلیغاتی لئو برنت بودند.

ژرژ سیمنون

ژرژ سیمنون (به فرانسوی: Georges Simenon) با نام اصلی ژرژ ژوزف کریستین سیمنون (به فرانسوی: George Joseph Chiristian Simenon) زاده ۱۳ فوریهٔ ۱۹۰۳ – درگذشته ۴ سپتامبر ۱۹۸۹) نویسنده بلژیکی بود. از وی که به خاطر نوشتن رمانهای پلیسی شناخته می‌شود نزدیک به ۵۰۰ رمان و شمار بسیاری آثار کوتاه منتشر شده‌است. سیمنون، پدید‌آور شخصیت کارآگاه ژول مگره یکی از سرشناس‌ترین کارآگاه‌های ادبیات پلیسی جهان است.

ژرژ سیمنون در ۱۳ فوریه ۱۹۰۳ در شهر لیژ (Liége) بلژیک زاده شد. پدرش دزیره در یک شرکت بیمه، حسابدار بود. ژرژ در سال‌های ۱۹۰۸ تا ۱۹۱۴ در مدرسه سن آندره[۳] درس خواند و با آغاز جنگ جهانی اول در سال ۱۹۱۴ به کالج سن لویی رفت که دبیرستانی تحت نظارت ژزوئیت‌ها (انجمن عیسی) بود.[نیازمند منبع] تا پیش از ۱۹۱۸ به کارهای گوناگونی چون شاگردی در کتاب‌فروشی پرداخت. اما خیلی زود از آنجا اخراج شد.[۴] در ژانویه آن سال در پی بیماری پدرش ترک تحصیل کرد.

Thermal design power - توان طراحی گرمایی

توان طراحی حرارتی یا نقطه طراحی حرارتی به انگلیسی Thermal Design Power به حداکثر مقدار توانی که سیستم خنک‌کننده باید در رایانه پراکنده کند, اشاره دارد. به عنوان مثال, یک سیستم خنک‌کننده لپ‌تاپ ممکن است برای یک TDP با مقدار 20 وات طراحی شده باشد, به این معنی که سیستم خنک‌کننده می‌تواند بیشتر از گرمایی که از 20 وات برای یک پردازنده به وجود می‌آید را پراکنده کند که این عمل را بوسیله روش‌های خنک‌کننده از جمله بادبزن (فن) انجام دهد. واژه TDP معمولاً به توانی که تراشه مصرف می‌کند اشاره ندارد بلکه به توانی که پردازنده در هنگام حداکثر کاری مصرف می‌کند, اشاره دارد. در بعضی موارد TDP دست کم تخمین زده می‌شود, مثلاً در کاربردهای واقعی مانند بازی‌ها یا رمزگشایی تصاویر, مقدار TDP پردازنده بیش از حد می‌شود.در چنین حالتی پردازنده یا باعث یک نقص می‌شود یا از سرعت آن کاسته می‌شود. معمولاً TDPها برای خانواده‌ای از پردازنده‌ها مشخص می‌شوند.
توان مصرفی یک پردازنده با ظرفیت C, کار در بسامد f و ولتاژ v, تقریباً برابر است با:

  {\displaystyle P=CV^{2}f}

 

فرد مک‌موری

فرد مک‌موری (انگلیسی: Fred MacMurray‎؛ ۳۰ اوت ۱۹۰۸ – ۵ نوامبر ۱۹۹۱) هنرپیشه اهل ایالات متحده آمریکا بود. وی بین سال‌های ۱۹۲۹ تا ۱۹۷۸ میلادی فعالیت می‌کرد.

www.imdb.com/name/nm0534045

سابرینا فریلی

سابرینا فریلی (ایتالیایی: Sabrina Ferilli‎؛ زادهٔ ۲۸ ژوئن ۱۹۶۴) یک هنرپیشه اهل ایتالیا است.

از فیلم‌ها یا برنامه‌های تلویزیونی که وی در آن نقش داشته است می‌توان به زیبایی بزرگ، به خانه برگرد گُری، تو می‌خندی و مکان اشاره کرد.

https://www.imdb.com/name/nm0272677/

جان فورد

جان فورد (به انگلیسی: John Ford) (زاده ۱ فوریه ۱۸۹۴ – درگذشته ۳۱ اوت ۱۹۷۳) از کارگردان‌های صاحب نام سینمای آمریکا که بخاطر ساختن فیلم‌های بزرگ و معروفی چون دلیجان، جویندگان، چه سر سبز بود دره من، مردی که لیبریتی والانس را کشت، مرد آرام و همچنین به تصویر درآوردن رمان‌های کلاسیک آمریکایی چون خوشه‌های خشم اثر جان اشتاینبک شهرت جهانی یافته‌است. فورد با بردن چهار اسکار بهترین کارگردانی از مجموع پنج نامزدی، در این بخش رکورد دار است.

زندگی‌نامه

جان فورد در سال ۱۸۹۴ با نام اصلی جان مارتین فینی (به انگلیسی: John Martin Feeney) در کیپ الیزابت، مین به دنیا آمد. پدر او «جان آگوستین فینی» و مادرش «باربارا (ابی) کوران»[۲] که هردو در سال ۱۸۵۶ و در ایرلند به دنیا آمده بودند، در سال ۱۸۷۲ از ایرلند به ایالات متحده مهاجرت نمودند. جان آگوستین و باربارا به ترتیب و به فاصله فقط چند روز وارد شهرهای بوستون و پورتلند گردیدند. آن دو در سال ۱۸۷۵ با یکدیگر ازدواج نمودند و سه سال بعد به تابعیت کشور آمریکا درآمدند و به تدریج صاحب ۱۱ فرزند گردیدند.

جان مارتین فینی در پورتلند و تا سطح دیپلم در دبیرستان پورتلند درس خواند. بعدها تالار مرکزی همین دبیرستان بخاطر بزرگداشت وی به تالار جان فورد تغییر نام یافت.

خانواده جان به دلیل ریشه‌های ایرلندی که داشتند، از او با نام شون یاد می‌کردند. خود وی نیز بارها در فیلم‌هایش مستقیم و غیر مستقیم به اصل و نسب ایرلندی اش اشاره نموده‌است.

جان فورد در سال ۱۹۱۴ و با نام سینمایی جک فورد شروع به بازیگری در فیلم‌ها نمود. او علاوه بر فیلم‌هایی که برای بازیگری در آن‌ها مزد دریافت می‌نمود، در بعضی فیلم‌ها به صورت افتخاری نیز بازی می‌کرد. فیلم کلاسیک تولد یک ملت (که در سال ۱۹۱۵ توسط د.و. گریفیث ساخته شد) نمونه‌ای از فیلم‌هایی است که شرکت او در آن‌ها افتخاری بوده‌است. جان فورد در این فیلم در نقش یک عضو کوکلوس‌کلان ظاهر گردید که در یک صحنه بسیار کوتاه گوشه کلاه خود را برای بهتر دیدن کنار می‌زند!

جان فورد در ماه ژوئیه سال ۱۹۲۰ با «ماری مک براید اسمیث» ازدواج نمود و از او صاحب دو فرزند گردید. وی هرگز از همسرش جدا نشد ولی بمدت ۵ سال با کاترین هیپورن هنرپیشه معروف سینمای هالیوود رابطه عاشقانه داشت. آشنایی این دو از زمان بازی کاترین هیپورن در فیلم ماری ملکه اسکاتلند (۱۹۳۶) که فورد کارگردانی آن را بعهده داشت شروع گردیده بود.

https://www.imdb.com/name/nm0000406/

ژان-لوک گدار

https://www.imdb.com/name/nm0000419/

ژان-لوک گـُدار (به فرانسوی: Jean-Luc Godard) (زاده ۳ دسامبر ۱۹۳۰، پاریس) کارگردان، فیلمنامه‌نویس و منتقد سینماییِ فرانسوی-سوییسی است. او یکی از پیشگامان جنبش سینمایی موج نوی فرانسه است.

زندگی

ژان-لوک گدار در سوم دسامبر سال ۱۹۳۰ در خانواده سوئیسی ثروتمند و فرهیخته‌ای در پاریس زاده شد. در کودکی به تنهایی دلبسته بود. پدرش ژان‌پل گدار پزشکی فرانسوی بود که شهروندی سویس را پذیرفته بود و مادرش ادیل مونود Odile Monod دختر یک بانکدار فرانسوی بسیار ثروتمند بود. هنگام آغاز جنگ دوم جهانی پدر و مادرش او را به سوئیس فرستادند.

گدار پدرش را منشأ دلبستگی او به رمانتیسیسم آلمانی و مادرش را منبع علاقه او به داستان می‌داند. گدار روزگار کودکی خویش را به مطالعه، فوتبال و سفر به زمین‌های خانوادگیش در هر دو سوی فرانسوی و سویسی دریاچه ژنو گذراند.

گدار در پایان دهه ۱۹۴۰ به پاریس بازگشت و از دانشگاه سوربن مدرکی در رشته مردم‌شناسی دریافت کرد. اما در شورش با خانواده پروتستان خویش به سینما روی آورد و به گروهی از دوستان هم‌فکر جوان چون کلود شابرول، فرانسوا تروفو، اریک رومر و ژاک ریوت پیوست که برین انگیزه بودند تا قابلیت‌های نهفته سینما را به کاوش آورند. پدر و مادر گدار دلبستگی او را به سینما نمی‌پسندیدند و بر آن بودند که او همچون نوجوانی نازپرورده رفتار می‌کند. از این روی در ۱۹۵۲ به امید آنکه به او هنجار آموزند از کمکِ پولی به او دریغ نمودند. گروه دوستان گدار ماهنامه‌ای سینمایی به‌نام لا گازت دو سینما (La Gazette du Cinema) را آفریدند که به‌مدت پنج ماه از مه تا نوامبر ۱۹۵۰ منتشر شد.

فرانسوا تروفو

https://www.imdb.com/name/nm0000076/

فرانسوا تروفو (به فرانسوی: François Truffaut) ‏ (زاده ۶ فوریه ۱۹۳۲ در پاریس – مرگ ۲۱ اکتبر ۱۹۸۴) فیلمساز، نظریه‌پرداز و منتقد سینمایی برجسته فرانسوی بود. وی از پیشروان جریان موج نوی فرانسه محسوب می‌شد. اولین اثر سینمایی وی فیلم چهارصد ضربه، در زمرهٔ شاهکارهای سینمای دنیا و سه فیلم بلند آغازین موج نو قرار می‌گیرد.

تروفو نویسنده یا همکار نویسنده فیلمنامه تمام فیلمهایی بود که خودش کارگردانی کرد. آثار او ترکیبی از کمدی، غم، تردید و عشق بود. یکی از مضامین اصلی فیلم‌های تروفو زندگی خودش بود. از این جهت پاره‌ای از فیلم‌هایش فیلم‌های زندگی‌نامه‌ای محسوب می‌شوند. چهارصد ضربه نیز یکی از آن فیلم‌هاست و تصویر پاره‌ای از وقایع دوران کودکی فیلمساز است.

دیدگاه و روابط هنری

تروفو پیش از آنکه فیلمساز شود نویسنده و منتقد نشریهٔ کایه دو سینما بود. یکی از مشهورترین نوشته‌های او نظریه مؤلف است که به همراه اندرو ساریس نوشت و عملاً به یک مانیفیست برای فیلمسازان موج نو تبدیل شد. طبق این رساله، باید فیلمسازان مؤلف را از فیلمسازان مقلد جدا کرد. تروفو بسیاری از فیلمسازان زمان خودش را مقلد، دنباله‌رو و بسیار محافظه‌کار خواند. سینمای آن‌ها را کهنه و پوسیده خواند و نوید پیدایش یک سینمای نو را داد که در آثار موج نو تبلور یافت.

تروفو در فیلم‌های خود داستانی جذاب و زیبا را روایت می‌کند که اعتماد و باور تماشاگر را جلب می‌کند و فیلم‌هایش پیچیدگی و ابهام خاصی ندارند. او در فیلمنامه‌های خود بی‌گمان از انوره دو بالزاک بسیار گرفته است. پیوندهای عاطفی، از رابطه‌های زودگذر سبکسرانه تا عشق‌های سودایی و جنون‌آمیز، خمیرمایه اصلی سینمای تروفو است.

سینمای او از موضوعات اجتماعی و سیاسی دور است و تنها در جریان ناآرامی‌های مه ۱۹۶۸ فرانسه از خود چهره‌ای سیاسی نشان داد. از این نظر، نگاه او رو در تقابل با بزرگترین رقیب‌اش ژان-لوک گدار قرار می‌گیرد که فیلم‌هایش سرشار از نگره‌ها و پیام‌های سیاسی است. این دو فیلمساز جوان پس از دوره‌ای از دوستی و همکاری در کادر تحریری نشریه کایه دو سینما و اولین مرحله شکل‌گیری موج نو، در کنار هم بودند. اما در اوایل دهه ۱۹۷۰ دشمنی تلخی میان آنها پیش آمد که تا پایان عمر تروفو ادامه یافت.

تروفو شیفته فیلم‌های آلفرد هیچکاک بود و بافت دقیق و سنجیده فیلمنامه‌ها، مهارت در ایجاد تعلیق و هیجان، ذوق بی‌نظیر در پیشبرد داستان با ریتم و ضرب‌آهنگ مناسب و لحن طنزآمیز و فیلم‌های او را می‌ستود. او در سال ۱۹۶۲ به آمریکا سفر کرد و در گفتگویی پنجاه ساعته با هیچکاک از جزئیات طرز کار خود اطلاع یافت و شرح آنرا به صورت کتاب منتشر کرد. این کتاب به اثری کلاسیک در شناخت سینما تبدیل شد و به زبان‌های بسیاری از جمله به زبان فارسی با ترجمه پرویز دوایی برگشت.

او می‌گوید:

برای من سینما قبل از هر چیز سرگرمی است، یعنی تعریف یک داستان جمع و جور و معرفی آدم‌هایی که کارها و احساساتی را تجربه می‌کنند. سینما برای من به جریان «هنر برای هنر» ربطی ندارد، بلکه نمایش جنبه‌هایی از زندگی است که ابعاد گوناگونی به خود می‌گیرد. سینمای دلخواه من به برداشت هیچکاک نزدیک است: سرگرمی همراه با طنز و فروتنی

هاینریش بل

هاینریش تئودور بُل (به آلمانی: Heinrich Theodor Böll)‏ (تلفظ آلمانی: [bœl]) (زادهٔ ۲۱ دسامبر ۱۹۱۷ – درگذشتهٔ ۱۶ ژوئیهٔ ۱۹۸۵) نویسندهٔ آلمانی و برندهٔ جایزه نوبل ادبی است. بیشتر آثار او به جنگ (به‌خصوص جنگ جهانی دوم) و آثار پس از آن می‌پردازد.

زندگی‌نامه

هاینریش بل ۲۱ دسامبر ۱۹۱۷ در شهر کلن به دنیا آمد. در بیست سالگی پس از اخذ دیپلم در یک کتابفروشی مشغول به کار شد اما سال بعد از آن هم‌زمان با آغاز جنگ جهانی دوم به خدمت سربازی فراخوانده شد و تا سال ۱۹۴۵ را در جبهه‌های جنگ به سربرد. با این‌که خانواده‌اش با نازی‌ها و حزب ناسیونال سوسیالیسم مخالف بودند، او در ابتدا با آن‌ها همدلی داشت. نامه‌هایی که بل از جبههٔ جنگ به دوست دختر و همسر آینده‌اش، آنه ماری می‌نوشت، به خوبی این مدعا را اثبات می‌کند. اما پس از زخمی شدن در جبههٔ شرق، دیدگاهش تغییر یافت و به عمق فاجعهٔ جنگ و جنایت رژیم نازی پی برد.
هاینریش بل در طول جنگ چند بار زخمی شد، از پادگان فرار کرد و با جعل برگه‌های عبور خود را به غرب رساند. در آنجا به دست آمریکایی‌ها دستگیر شد. پس از آن‌که سرانجام از زندان آمریکایی‌ها آزاد شد، با همسرش در شهر کلن، شهری که ۸۰ درصدش در اثر جنگ ویران شده بود، اقامت گزید.

او در سال ۱۹۴۲ با آن ماری سش ازدواج کرد که اولین فرزند آنها، به نام کریستوف، در سال ۱۹۴۵ بر اثر بیماری از دنیا رفت. پس از جنگ به تحصیل در رشته زبان و ادبیات آلمانی پرداخت. در این زمان برای تأمین خرج تحصیل و زندگی در مغازه نجاری برادرش کار می‌کرد. در سال ۱۹۵۰ به عنوان مسئول سرشماری آپارتمان‌ها و ساختمان‌ها در اداره آمار مشغول به کار شد.

در سال ۱۹۴۷ اولین داستان‌های خود را به چاپ رسانید و با چاپ داستان قطار به موقع رسید، در سال ۱۹۴۹، به شهرت رسید؛ و در سال ۱۹۵۱ با برنده شدن در جایزه ادبی گروه ۴۷ برای داستان گوسفند سیاه موفق به دریافت اولین جایزه ادبی خود شد. در ۱۹۵۶ به ایرلند سفر کرد تا سال بعد کتاب یادداشت‌های روزانه ایرلند را به چاپ برساند.

در ۱۹۷۱ ریاست انجمن قلم آلمان را به عهده گرفت. او همچنین تا سال ۱۹۷۴ ریاست انجمن بین‌المللی قلم را پذیرفت. او در سال ۱۹۷۲ توانست به عنوان دومین آلمانی، بعد از توماس مان، جایزه ادبی نوبل را از آن خود کند.

هاینریش بل خروج خود و همسرش را از کلیسای کاتولیک، در سال ۱۹۷۶، اعلام کرد. او در ۱۶ ژوئیه ۱۹۸۵ از دنیا رفت و در نزدیکی زادگاهش به خاک سپرده شد.

 

جواهر لعل نهرو

جواهر لعل نهرو (जवाहरलाल नेहरू) (زاده ۱۴ نوامبر ۱۸۸۹ – درگذشته ۲۷ مه ۱۹۶۴) از رهبران جنبش استقلال هند و کنگره ملی هند بود. همچنین وی یک تاریخدان بود او به عنوان اولین نخست‌وزیر هند پس از اعلام استقلال در ۱۵ اوت ۱۹۴۷ (۲۳ مرداد ۱۳۲۶) انتخاب شد.

زندگی‌نامه

جواهر لعل نهرو ۱۴ نوامبر ۱۸۸۹ برابر با ۲۳ آبان ۱۲۶۸ به دنیا آمد و در ۲۷ مه ۱۹۶۴ برابر با ۶ خرداد ۱۳۴۳ درگذشت. وی از رهبران جنبش استقلال هند و کنگره ملی هند بود.

«پاندیت» (معلم) هم خوانده می‌شد. پدر او موتیلال نهرو و مادرش سواروپ رانی نام داشتند. موتیلال نهرو که خود وکیل و رهبری سیاسی بود در الله‌آباد مردی ثروتمند به‌شمار می‌رفت و بغیر از جواهر دارای سه دختر هم بود. جواهر که در بهترین مدارس هند تحصیل کرده بود به مدرسهٔ هارو، کالج ترینیتی آکسفورد و ایننر تمپل رفت تا پیش از ورود به سیاست در رشتهٔ حقوق تحصیل کند.

تا پیش از استقلال هند، نهرو مدت ۱۰ سال از عمرش را (به گونه‌ای نامنظم) در زندان‌های استعماری گذراند. پس از نخست‌وزیری او با کمک افراد میهن دوستی چون سردار پاتل و دکتر آمبدکار توانست قوانین جدیدی را برای ساختاردهی مجدد به جامعهٔ هند تصویب کند که مهم‌ترین آن‌ها لغو نظام کاست بود. نهرو همراه با احمد سوکارنو، مارشال تیتو و جمال عبدالناصر از پایه‌گذاران جنبش عدم تعهد به‌شمار می‌رود.

جواهر در سال ۱۹۱۶ (۱۲۹۴) با کمالا نهرو ازدواج کرد. او در هنگام ازدواجش در ۸ فوریه ۱۹۱۶ (۱۸ بهمن ۱۲۹۴) ۲۶ سال داشت و وکیل کاملی شده بود که در بریتانیا تحصیل کرده بود. کمالا از خانوادهٔ مشهور کشمیری ساکن در دهلی بود که در کار بازرگانی بودند.