چرا امروز هر کسب‌وکاری به وب‌سایت اختصاصی و فروش مستقیم نیاز دارد؟

مقدمه
در دنیای دیجیتال امروز، داشتن وب‌سایت اختصاصی دیگر یک انتخاب لوکس نیست، بلکه یک ضرورت است. به عنوان کسی که سال‌ها در بزرگترین پلتفرم خرده‌فروشی خاورمیانه تجربه مدیریت فروش داشته‌ام، با اطمینان می‌گویم که زمان آن فرا رسیده که کسب‌وکارها کنترل کامل فروش خود را به دست بگیرند.

چرا وب‌سایت اختصاصی؟ ۷ دلیل کلیدی
۱. استقلال و کنترل کامل
وقتی در پلتفرم‌های شخص ثالث فعالیت می‌کنید، طبق قوانین آنها بازی می‌کنید. آنها می‌توانند قوانین را تغییر دهند، کمیسیون‌ها را افزایش دهند یا حتی حساب شما را مسدود کنند. با وب‌سایت خودتان، شما مالک کامل تجربه مشتری و داده‌های ارزشمند هستید.

۲. کاهش هزینه‌های واسطه‌گری
پلتفرم‌های فروش آنلاین معمولاً بین ۱۰ تا ۳۰ درصد از هر فروش را به عنوان کمیسیون دریافت می‌کنند. با فروش مستقیم از طریق وب‌سایت خود، این هزینه‌ها حذف می‌شود و سودآوری شما به طور چشمگیری افزایش می‌یابد.

۳. ساخت برند شخصی
وب‌سایت شما ویترین اختصاصی برند شماست. اینجا می‌توانید داستان برند، ارزش‌ها و هویت منحصربه‌فرد خود را بدون محدودیت به نمایش بگذارید.

۴. دسترسی مستقیم به داده‌های مشتری
در پلتفرم‌های بزرگ، شما به داده‌های کامل رفتاری مشتریان دسترسی ندارید. با وب‌سایت خود، می‌توانید الگوهای خرید، ترجیحات و رفتار کاربران را تحلیل کنید و بازاریابی هدفمندتری داشته باشید.

۵. انعطاف‌پذیری در طراحی تجربه کاربری
شما می‌توانید فرآیند خرید، صفحات محصول و مسیر مشتری را دقیقاً مطابق با نیازهای مخاطبان خود طراحی کنید.

۶. رابطه مستقیم با مشتری
ارتباط بدون واسطه با مشتریان وفاداری بیشتری ایجاد می‌کند و امکان ارائه خدمات پس از فروش شخصی‌تر را فراهم می‌آورد.

۷. مقاومت در برابر تغییرات بازار
با داشتن کانال فروش مستقیم، وابستگی شما به یک پلتفرم خاص کاهش می‌یابد و در برابر نوسانات بازار مقاومت بیشتری خواهید داشت.

چرا فروش مستقیم حیاتی است؟
افزایش حاشیه سود
با حذف واسطه‌ها، قیمت‌گذاری رقابتی‌تر و سودآوری بیشتری خواهید داشت.

کنترل روی قیمت‌گذاری
شما می‌توانید استراتژی‌های قیمت‌گذاری، تخفیف‌ها و برنامه‌های وفاداری خود را بدون محدودیت اجرا کنید.

توسعه محصولات و خدمات جدید
با درک مستقیم نیازهای مشتری، می‌توانید محصولات و خدمات جدید را با ریسک کمتری توسعه دهید.

چگونه شروع کنیم؟
۱. انتخاب پلتفرم مناسب
از سیستم‌های مدیریت محتوای کاربرپسند مانند وردپرس، شاپیفای یا فروشگاه‌سازهای ایرانی استفاده کنید.

۲. طراحی حرفه‌ای
سایتی با طراحی ریسپانسیو، سرعت بالا و تجربه کاربری عالی ایجاد کنید.

۳. امنیت و پرداخت
سیستم پرداخت امن و مطمئن پیاده‌سازی کنید.

۴. استراتژی جذب ترافیک
با سئو، بازاریابی محتوا و شبکه‌های اجتماعی، مشتریان را به سایت خود جذب کنید.

تجربه شخصی من
در طول سال‌ها فعالیت در بزرگترین پلتفرم خرده‌فروشی منطقه، شاهد بوده‌ام که کسب‌وکارهایی که وب‌سایت اختصاصی خود را توسعه دادند، رشد پایدارتر و سودآوری بیشتری داشتند. آنها نه تنها وابستگی خود را کاهش دادند، بلکه ارزش برند خود را به طور تصاعدی افزایش دادند.

جمع‌بندی
داشتن وب‌سایت اختصاصی و فروش مستقیم در دنیای امروز، دیگر یک گزینه نیست، بلکه یک استراتژی بقا و رشد است. این کار سرمایه‌گذاری روی آینده، استقلال و رابطه مستقیم با مشتری است.

شروع ممکن است چالش‌برانگیز به نظر برسد، اما نتایج بلندمدت آن — افزایش سود، کنترل بیشتر و رشد پایدار — به طور قطع ارزش تلاش را دارد.

dr duane reade pharmacy

Duane Reade یک داروخانه زنجیره ای و فروشگاه های رفاه است که متعلق به Walgreens Boots Alliance است. فروشگاه‌های آن عمدتاً در نیویورک (کلان شهر نیویورک و شهرستان‌های ناسائو، سافولک، وستچستر، راکلند و فیرفیلد) علاوه بر نیوجرسی هستند. آنها به خاطر چیدمان فروشگاه‌های پر حجم و کوچک در مکان‌های پرجمعیت منهتن شهرت دارند. در سال 2012، دفتر مرکزی شرکت به 40 وال استریت در منهتن پایین که محل جدیدترین فروشگاه پرچمدار آن است، نقل مکان کرد.

این زنجیره که در سال 1960 تأسیس شد، با سه فروشگاه توسط آبراهام، الی و جک کوهن با یک انبار واقع بین خیابان Duane و خیابان رید در برادوی در منهتن پایین راه اندازی شد. Duane Reade نام خود را از اولین داروخانه موفق شرکت با خدمات کامل گرفته است که در سال 1960 در برادوی بین خیابان های Duane و Reade در ترایبکا، درست در شمال منطقه مالی افتتاح شد. خود خیابان‌ها به نام سیاستمداران اولیه آمریکایی، جیمز دوان (1733-1797) و جوزف رید (1694-1771) نامگذاری شده‌اند.

بولتن یا خبرنامه چیست؟

بولتن Bulltein يا نشريه داخلی یک نوع مجله درون سازمانی می باشد که معمولا در دوره های زمانی مشخص بطور خاص برای توزیع در داخل یک مجموعه یا سازمان مورد استفاده قرار میگیرد. محتوای بولتن ها بیشتر شامل مطالب و مقالات اطلاع رسانی، خبری، آموزشی و در برخی موارد شامل بخش سرگرمی و اوقات فراغت می شود. اگر بولتن با ساختار علمی و با بررسی روحیات سازمانی طراحی و تولید گردد می تواند به عنوان یه رسانه قوی برای روابط عمومی مورد استفاده قرار گیرد.

در قالبی دیگر می‌توان بولتن را به این شکل معرفی کرد که بولتن یا«خبرنامه» ابزاری است برای اطلاع‌رسانی به طیفی از مخاطبین خاص، با علایق مشترک، که درباره رویدادها، گزارش ها، یا اخبار مرتبط با یک موضوع، روشنگری کرده و رابط بین یک سازمان، شرکت یا کسب و کار با مخاطبان آن می‌شود. در یک تعریف کلی، یک نشریه داخلی، یک بولتن سازمانی و مجله ادواری، حتی یک اطلاعیه خبری سازمانی، «خبرنامه» به شمار می‌رود.
یکی از اهداف اصلی تولید بولتن، ارایه آن به مخاطبان درون سازمان است، تا بدینوسیله واحدهای روابط عمومی بر اساس سیاست‌گذاری‌های خود اطلاع‌رسانی مناسبی به مخاطبان خود داشته باشند.
امروزه برای کارآیی و تاثیرگذاری بیشتر «خبرنامه الکترونیک»، روش های متفاوتی وجود دارد و از فناوری‌های مختلفی برای ترویج و توسعه آن استفاده می‌شود، اما هنوز هم کیفیت محتوا، عنصر اصلی خبرنامه است.

اگر چه بولتن با توجه به ابعاد خبری و آگاه بودن تمامی سازمان تولید می‌گردد ولی به دلیل زمان انتشار با تاخیر بولتن نسبت به خبرها، اخبار کاملاً مرده محسوب می‌شود. نظر به این بولتن‌ها دارای جنبه‌های دیگر مانند ابعاد اطلاع‌رسانی، آموزشی، اوقات فراغت، لایه های بازخوردی و … می باشند اما بسیاری از پرسنل سازمان ها و مجموعه ها تنها نقطه فعالیتی و اعتباربخشی را در نزد روابط عمومی‌ها بولتن می‌داند و می توان گفت تنها نقطه ایستگاهی که روابط عمومی می تواند براساس آن مانور دهد همین بولتن است.

منبع: https://nashreonline.com/blog/bulletin/

ساعت سازی میوتا

یک نام تجاری از حرکات ساعت مکانیکی و کوارتز است که توسط Citizen Watch Manufacturing Co., Ltd. (CWMJ)، یکی از شرکت های تابعه Citizen Watch تولید می شود. در سال 1959 شرکت Miyota Precision در شهر میوتا ، استان ناگانو ، ژاپن به عنوان کارخانه مونتاژ ساعت های مچی تاسیس شد. این شرکت در سال 1991 به Miyota Co., Ltd. و Citizen Miyota Co., Ltd. در سال 2005 تغییر نام داد و با Citizen Finetech Co., Ltd. برای تشکیل Citizen Finetech Miyota Co., Ltd. در سال 2008 ادغام شد و با Citizen Seimitsu Co ادغام شد. ., Ltd. برای تشکیل Citizen Finedevice Co., Ltd. در سال 2015. این شرکت تولید می کند قطعات ساعت مانند نوسانگرهای کریستالی و جواهرات یاتاقان، اما کسب و کار تولید حرکت ساعت آن به شرکت تولید ساعت سیتیزن، با مسئولیت محدود، منتقل شده است.

در سال 2016 یک کارخانه مونتاژ حرکت بزرگ (CWMJ Miyota Saku Factory) در ساکو ، استان ناگانو افتتاح شد. اکثر برندهای ساعت، حرکات خود را در خانه انجام نمی دهند ، بلکه از ساعت های استاندارد ساخته شده توسط شرکت های تخصصی مانند Miyota و ETA SA استفاده می کنند.

آنتیگونه (سوفوکل)

آنتیگونه (به یونانی: Ἀντιγόνη)، نام نمایشنامه‌ای است از تراژدی‌نویس مشهور یونانی، سوفوکل که در حدود ۴۴۲ پیش از میلاد نوشته شده‌است و با وجودی که آخرین نمایشنامه از سه گانهٔ تبس، یا تِبای (به انگلیسی: Theban Trilogy) است اما پیش از دو نمایشنامهٔ دیگر (ادیپ شهریار و ادیپ در کولونوس) نوشته شده‌است.

تنها ۷ نمایشنامه از مجموع ۱۲۳ تراژدی سوفوکل باقی‌مانده‌است و شاید بتوان سه‌گانهٔ تبس را با توجه به اجراهای بسیاری که از نمایشنامهٔ آنتیگونه صورت گرفته‌است مشهورترین آن‌ها دانست.

خلاصه

پولونیکس و اتئوکلس در جنگ با یکدیگر بر سر قدرت کشته می‌شوند. کرئون، پادشاه تبس فرمان می‌دهد تا اتئوکلس را با تشریفات و احترام کامل به خاک بسپارند ولی جنازهٔ پولونیکس خیانتکار را به حال خود رها سازند تا خوراک کرم‌ها و لاشخورها شود. آنتیگونه و ایسمنه، خواهران دو برادر کشته شده هستند و آنتیگونه نمی‌تواند بپذیرد که جنازهٔ برادرش پولونیکس به حال خود رها گردد. پس مخفیانه به دیدار ایسمنه رفته و از او می‌خواهد تا در خاک‌سپاری برادر به او کمک کند. اما ایسمنه از خشم کرئون وحشت دارد و نمی‌پذیرد. پس آنتیگونه به تنهایی دست به کار می‌شود.

کرئون در کاخ خود است و ریش‌سفیدان تبس (گروه سرایندگان) فرمان او را مورد تأیید قرار می‌دهند. اما خبر می‌رسد که کسی پولونیکس را دفن کرده‌است. کرئون بر می‌آشفد و خواهان دستگیری خاطی می‌شود. آنتیگونه را به پیش او می‌آورند و او بدون اینکه کارش را پنهان سازد با کرئون بر سر اینکه اخلاقیات را زیر پا گذاشته‌است وارد بحث می‌شود. کرئون از سخنان او برافروخته می‌شود و چون گمان می‌برد در این کار ایسمنه نیز به خواهرش کمک کرده‌است دستور دستگیری او را نیز می‌دهد. ایسمنه که ترجیح می‌دهد همراه با خواهرش کشته شود به دروغ اعتراف می‌کند اما آنتیگونه می‌گوید که او به تنهایی این کار را انجام داده‌است.

دو خواهر زندانی می‌شوند. هایمون، پسر کرئون و نامزد آنتیگونه به پیش پدر می‌آید تا او را از این کار بازدارد اما گفتگوی آن دو به درگیری لفظی انجامیده و هایمون در حالی‌که قسم می‌خورد دیگر هرگز کرئون را ملاقات نخواهد کرد از آنجا خارج می‌شود.

کرئون سرانجام تصمیم می‌گیرد تا ایسمنه را آزاد کرده و آنتیگونه را در غاری زنده به گور سازد. آنتیگونه بر سرنوشت خود می‌گرید اما از کارش دفاع می‌کند. پیشگوی نابینایی به نام ترسیاس به کرئون هشدار می‌دهد که خدایان از رفتار او ناخشنودند و به خاطر اشتباهاتش، فرزندش را از دست خواهد داد، تمام یونان او را خوار خواهد شمرد و خدایان، قربانی‌های شهر تبس را نخواهند پذیرفت. ریش‌سفیدان از این سخنان به وحشت می‌افتند و از کرئون می‌خواهند تا آنتیگونه را آزاد کرده و پولونیکس را به خاک بسپارد. کرئون می‌پذیرد اما آنتیگونه خود را به دار آویخته‌است. هایمون از مرگ نامزدش بسیار اندوهگین می‌شود و خود را می‌کشد. خبر مرگ هایمون به مادرش ائورودیکه می‌رسد و او نیز خود را می‌کشد. کرئون خود را به خاطر تمام این پیشامدها ملامت می‌کند. او توانست تاج و تخت خود را حفظ نماید اما از فرمان خدایان سرپیچی کرد و همسر و فرزند خود را از دست داد.

کتاب شهریار

شهریار (به ایتالیایی: Il Principe) نام کتاب مشهور نیکولو ماکیاولی، اندیشمند ایتالیایی است که متن اصلی ماکیاولیسم به‌شمار می‌رود. شهریار در سال ۱۵۱۳ میلادی به رشته تحریر درآمد ولی تا سال ۱۵۳۲ به چاپ نرسید. ماکیاولی «شهریار» را پس از نوشتن به لورنزوی مدیچی، دوک اوربینو (نوهٔ ابوالمعالی لورنزوی مدیچی) پیشکش کرد به امید این‌که شغلی به دست آورد.

این کتاب از ۲۶ باب (فصل) تشکیل شده‌است.
پادشاهی‌های جدید (فصل‌های یکم و دوم)
فصل یکم: شهریاری‌ها بر چند گونه‌اند و شیوه‌های فراچنگ آوردنشان

به گفتهٔ ماکیاولی شهریاری‌ها بر دو گونه‌اند:

    جمهوری
    پادشاهی

پادشاهی‌ها خود به دو گونه تقسیم می‌شوند:

    موروثی
    نوبنیاد

پادشاهی‌های نوبنیاد را می‌توان به دو دسته تقسیم کرد:#

    یکسره نوبنیاد مانند حکومت فرانچسکو در میلان یا
    پیوند دار با قلمرو موروثی پادشاه یعنی بعدها پادشاه از زادگاهش به عنوان یک مرکز برای رسیدن به حکومت استفاده می‌کند. مانند حکومت ناپل و اسپانیا.

حکومت پادشاهی نوبنیاد هم از سه راه اصلی به دست می‌آید:

    به تیغ خود شهریار
    به تیغ دیگران
    با کاردانی و اقبال.

فصل دوم: دربارهٔ شهریاری‌های موروثی

به نوشتهٔ ماکیاولی در یک پادشاهی موروثی، که مردمش به پادشاهی یک دودمان خو گرفته‌اند، پاسداری از حکومت به خاطر حل مشکلات با عقل و همچنین وجود سنت‌ها آسان‌تر است تا پاسداری از حکومت در یک پادشاهی نوبنیاد. واگر این پادشاهی موروثی به وسیلهٔ زور کنار زده شود، هروقت که آن دچار زوال شود این پادشاهی می‌تواند باز روی کار بیاید.
شهریاری‌های پیوندی (فصل‌های سوم تا پنجم)
فصل سوم: دربارهٔ شهریاری‌های پیوندی

گاه مردمان یک کشور به امید زندگی بهتر و به یاری شهریار کشوری دیگر فرمانروای خود را سرنگون می‌کنند. اما بعد درمی‌یابند که اشتباه کرده‌اند و روزگارشان بدتر از پیش شده، چراکه شهریار جدید باید بر مردمانی که وی را به شهریاری برگزیده‌اند تسلط یابد. ماکیاولی در این فصل به شهریاری که این سرزمین‌ها را تصاحب کرده اندرز می‌دهد که چه کند تا کنترل سرزمین تازه پیوند داده شده از دستش خارج نشود:

    نزدیکی فرهنگی
    قطع دست خاندانی که برایشان فرمانروایی داشته‌است.
    دست نزدن به قوانین و مالیات‌ها در صورت درستی و متناسب بودن
    برپا کردن یکی دو کوچ‌نشین در مناطق مشترک یا جدید
    اقامت و منزل گزینی پادشاه درآنجا مانند عملی که پادشاه ترک در آن زمان انجام داد
    اینکه شهریار باید خود را رهبر و پشتیبان دولت‌های کوچکترِ همسایه نشان دهد
    به دست آوردن نظر قدرت‌های کوچک‌تر

فصل چهارم: چرا در پادشاهی داریوش، که به دست اسکندر افتاد، پس از مرگ اسکندر مردم بر جانشینان وی نشوریدند

ماکیاولی درین فصل مصادیق روش‌هایی که در فصل قبل ذکر کرده بود را بیان می‌کند.
فصل پنجم: در باب شیوه حکومت بر آن شهرها یا شهریاری‌ها که پیش از آن با قانون خود می‌زیسته‌اند

به گفتهٔ ماکیاولی، شیوه‌های حکومت بر شهرهایی که پیش از تصرف با قانون خود می‌زیسته‌اند بر سه گونه است:

    ویران کردنشان، مانند آنچه رومیان با کارتاژ و نومانسیا کرد.
    انتقال پایتخت به آن شهر و زیستن پادشاه درآن
    آزاد گذاشتن‌شان برای زیستن با قوانین خودشان و گرفتن خراج از آنها، مانند آنچه اسپارتی‌ها با آتن و تبای انجام دادند و آن‌ها را از دست دادند

به گفتهٔ ماکیاولی برای نگاهداشت سرزمین‌های که قوانین و سنت خود را دارند ناگزیر راهی بهتر از ویران کردنشان نیست. کسی که به سروری شهری دست می‌یابد، که آن شهر به آزادی خو گرفته‌است و آن را ویران نکند، اسباب سرنگونی خود را فراهم کرده‌است. زیرا هنگامی که اسباب شورش فراهم شوداین شهر به نام آزادی و نهادهای دیرینهٔ خویش به پا خواهد خاست.
حکومت‌های کاملاً نوبنیاد (فصل‌های ششم تا نهم)
فصل ششم: در باب آن شهریاری‌ها که به نیرو و هنر خود گیرند

در این فصل ماکیاولی با مثال آوردن از شهریاران موفق در زمینه کشورداری نقش این دو عامل را بازگو می‌کند.
فصل هفتم: در باب شهریاری‌های نوبنیاد که به بازو و بخت دیگران گیرند

به گفتهٔ ماکیاولی کسانی که تکیه بر نیکخواهی و بخت به حکومت می‌رسند زود از میان می‌روند، چرا که این دو عامل ناپایدارند و لرزان.
فصل هشتم: در باب آنان که با تبهکاری به شهریاری رسند

در جمهوری‌های دو راه دیگر برای به حکومت رسیدن وجود دارد:

    با تبهکاری و خونریزی
    مردم یکی را از میان خود به شهریاری برگزینند

با چنین شیوه‌هایی اگرچه به قدرت پادشاهی می‌توان دست یافت اما به بزرگی نمی‌توان رسید. این گزاره با آرای دیگر ماکیاول تناقض دارد. سخت‌کٌشی باید سریع و با شدت انجام گیرد، مانند آنچه آگاتوکلس انجام داد. به گفتهٔ ماکیاولی:

    زخم را یکباره می‌باید زد تا درد آن اندک‌اندک از یاد برود، و نیکی را خرده‌خرده می‌باید کرد تا مزهٔ آن بیشتر در یاد بماند

فصل نهم: در باب شهریاری مردمی

نگاه‌داشتن حکومت برای کسی که به یاری نخبگان به شهریاری برسد دشوارتر است تا برای کسی که به یاری مردم به شهریاری می‌رسد، زیرا آن‌که به یاری نخبگان به حکومت برسد خویشتن را در حلقهٔ کسانی می‌یابد که خود را مساوی وی می‌شمارند، و به همین دلیل شهریار نمی‌تواند به دلخواه به آن‌ها فرمان براند.
فصل دهم: در باب ارزیابی قدرت شهریاری‌ها

به گفتهٔ ماکیاولی شهریاران در قدرت دو دسته‌اند:

    هجوم آورنده:دارای قدرت نظامی، با خزانهٔ زر کافی، مردان جنگی و توان مقابلهٔ مستقیم با دشمنان، این نوع شهریاران ارجحند.
    دفاع‌کننده: دارای دیوارها و قلعههای محکم با ذخیرهٔ ابزاری و غذایی برای مدت یک سال که هر هجوم آورنده‌ای را از پای درآورد.

فصل یازدهم: در باب شهریاری دینیاران

در مورد شهریاری دینی (حکومت روحانیون) دشواری‌ها پیش از دستیابی به قدرت رخ می‌نماید. این‌گونه شهریاری را یا به زور به حکومت می‌رسند یا به یاری بخت، اما برای نگاهداشت آن به هیچ‌یک از آن دو نیازی نیست، زیرا نهادهای دینی، که قدرتی بی‌مانند دارند، نگهبان آنند، و شیوهٔ رفتار و زندگی فرمانروا در آن تأثیر ندارد.
دفاع و ارتش (فصل‌های دوازدهم و سیزدهم)
فصل دوازدهم: در باب گونه‌های سپاه و سپاهیان مزدور

ماکیاولی به چهار نوع ارتش قائل است:

    ارتشی که از آن خود شهریار است.
    ارتشی متشکل از مزدوران
    ارتشی کمکی از سوی متحدان
    ارتشی که آمیزه‌ای از این انواع است.

او با بیهوده خواندن ارتش کمکی و ارتش مزدوران، اشاره می‌دارد اگر کسی دفاع از کشور را به مزدوران سپارد هرگز نمی‌تواند آسوده‌خاطر باشد.
فصل سیزدهم: در باب سپاهیان کمکی، آمیخته و بومی

ارتش کمکی سپاهیانی هستند که به هنگام یاری خواستن از یک دولت بزرگ یا متحد برای یاری و دفاع به یک دولت کوچک فرستاده می‌شوند. سپاهیان کمکی همیشه برای آنکس که ایشان را فرامی‌خواند مایهٔ ناکامی‌اند؛ زیرا اگر جنگ را ببازند شهریار دولت کوچک باخته‌است و اگر ببرند اسیر ایشان است. به گفتهٔ ماکیاولی ارتش‌های کمکی از ارتش‌های مزدور نیز بیهوده‌تر و خطرناک‌ترند.

ارتش‌های آمیخته به دو گونه‌اند:

    آمیختهٔ وابسته: ماکیاولی ارتش فرانسه را مثال می‌زند که در دورهٔ لویی یازدهم سوییسی‌ها نقش محوری را در آن داشته‌اند.
    آمیختهٔ مستقل :که محوریت با سربازان بومی است.

کیفیت‌های یک شهریار (فصل‌های چهاردهم تا نوزدهم)
فصل چهاردهم: شهریار و لشکرآرایی

به گفتهٔ ماکیاولی، مهم‌ترین علت از کف دادن حکومت به فراموشی سپردن فن جنگاوری است و همچنین مهم‌ترین آلت به چنگ آوردن آن هم جنگاور بودن است. شهریار باید هم در عرصهٔ عملی خود را بهبود دهد (خود را به شکار و سختی عملی عادت بدهد و تمرین نظامی داشته باشد) و هم در عرصهٔ نظری (تاریخ جنگ‌ها را بخواند و از تجربه‌های نظامی گذشته‌استفاده بکند).
فصل پانزدهم: در باب آنچه مایه ستایش و نکوهش بهر مردمان است به ویژه شهریاران

در دنیایی مملو از ناپرهیزگاری، کسی که بخواهد همیشه پرهیزگار باشد سرنوشتی جز ناکامی نخواهد داشت. از این رو شهریاری که بخواهد حکومت را از دست ندهد باید شیوه‌های ناپرهیزگاری را بیاموزد و هر جا که نیاز باشد به کار بندد.
فصل شانزدهم: در باب بخشندگی و تنگ‌چشمی
فصل هفدهم: در باب سنگدلی و نرمدلی و این‌که مهرانگیزی بهتر یا ترس‌انگیزی

ماکیاول می‌گوید شهریار باید خواهان آن باشد که به نرم‌خویی معروف شود نه به سنگدلی، ولی همچنین باید مراقب باشد که نرم‌خویی‌اش بیجا نباشد. ماکیاول مثال چزاره بورجیا می‌آورد ومی گوید او به عنوان یک ستم پیشه تلقی می‌شده اما ستم‌پیشگی او کشورش را سامان بخشید و آرامش را بدان بازآورد. ماکیاولی با بهتر برشمردن هر دو صفت ترساندن و دوستی برقرار کردن بین شهریار و شهروندان در نهایت ترسیدن مردم را بهتر می‌انگارد، زیرا داشتن این دو را باهم دشوار می‌پندارد. با این همه او بر این اعتقاد است که شهریار نباید ترس از خویش را چنان در دل‌ها بیندازد که اگر نتواند مهر مردم را به خودی را به خود برانگیزد، آن ترس مایهٔ نفرت از وی در ین شهروندان شود.
فصل هجدهم: در باب شیوه درست پیمانی شهریاران

به گفتهٔ ماکیاولی برای ستیزیدن با دیگران دو راه وجود دارد: یکی قانون که در خور انسان است و دیگری زور که برای ددان مورد استفاده قرار می‌گیرد. ماکیاولی می‌گوید شهریار باید از هردو توامان استفاده کند. اگر بناست که شهریار شیوهٔ ددان را بیاموزد و به کار بندد، می‌باید هم شیوهٔ روباه را بیاموزد تا دشمنان را بشناسد و هم شیوهٔ شیر را تا گرگان را رماند.
فصل نوزدهم: در باب پرهیز از خوار و نفرت‌انگیز شدن

به گفتهٔ ماکیاولی شهریار باید از هر آنچه او را خوار و نفرت‌انگیز می‌سازد بپرهیزد. او می‌گوید:{{گفتاورد: هر کس استدلال‌های مرا دنبال کند، خواهد دانست که علت فروافتادن امپراتوران که از مصادیق آن بحث شد، یا نفرت‌انگیز شدن ایشان بوده‌است یا خوار شدنشان.}}
ملاحظه‌گرا بودن شهریار (فصل‌های بیستم تا بیست و پنجم)
فصل بیستم: در باب سودمندی یا زیانمندی دژها و دیگر چاره‌اندیشی‌ها که شهریاران کنند
فصل بیست و یکم: شهریار را چه باید کرد تا نامبردار شود
فصل بیست و دوم: در باب رایزنان ویژه شهریار
فصل بیست و سوم: چگونه از چاپلوسان می‌باید پرهیخت

تنها راه پرهیز از چاپلوسان آنست که مردم بدانند شهریار از شنیدن حقیقت آزرده نمی‌شود. اما اگر هر کسی بتواند از در در آید و حقیقت را با شهریار در میان بگذارد، او شکوه خود را از دست می‌دهد. از این‌رو شهریار زیرک باید راه میانه را برگزیند. یعنی با کارشناسان و مشاوران رأی بزند، از پذیرفتن نکات نابجا بپرهیزد، و بعد از شنیدن خود نتیجه‌گیری کند.
فصل بیست و چهارم: چرا شهریارانِ ایتالیا کشورشان را از دست داده‌اند

به گفتهٔ ماکیاولی دلایل آن به این شرح است:

    ناتوانی سپاه
    برخی مردم را دشمن خویش داشته‌اند
    مشکل با والاتبارها

فصل بیست و پنجم: در کارهای بشری بخت تا کجا دست‌اندرکار است و چگونه با آن می‌توان ستیزید

ماکیاولی سرنوشت را نیمی در شانس و بخت نیمی به دست خود انسان می‌بیند و همواره بی‌پروایی را در برخورد با بخت را ارجح می‌داند. از نظر او بخت مانند رودی است که اگر در برابرش تلاش نشود و سدی ساخته نشود، همه چیز را بر سر راهش نابود می‌کند؛ و فرد باید در حالت آرامش رود سنگربندی کند و خودش حداکثرِ تأثیر را بر آن بگذارد.
فصل بیست و ششم: فراخوانشی به رهانیدن ایتالیا از چنگال بربران

ماکیاولی در این فصل ضمن مقایسهٔ وضعیت ایتالیای روزگار خود با پارسی‌ها و آتنی‌ها وسایر سرزمین‌ها به دنبال یک ناجی برای ایتالیا می‌گردد. او در انتهای کتاب خطاب به لورنزو مدیچی می‌گوید:

    بویِ گندِ این سروریِ بربران ما همه را می‌آزارد. پس بادا که خاندان ارجمند شما باآن دلیری و امیدهایی که از آرمان‌های بر حق می‌آید این کار را برگردن گیرد، تاکه زیر پرچم شما، میهنمان سرافراز شود.

پابلو کاسالس

پابلو کاسالس (اسپانیایی: Pablo Casals‎; ۲۹ دسامبر ۱۸۷۶ – ۲۲ اکتبر ۱۹۷۳) یک رهبر ارکستر، و آهنگساز اهل اسپانیا بود. او به عنوان برجسته‌ترین نوازنده ویلون سل نیمه اول قرن بیستم و یکی از برجسته‌ترین نوازندگان ویلون سل در کل تاریخ به‌شمار می‌آید. کاسالس در طول زندگی حرفه‌ای خود، تکنوازی، و قطعات ارکستر بسیاری را ضبط و اجرا کرد. به روایتی او بخاطر ضبط قطعه ویلون سل اثر یوهان سباستیان باخ که از سال ۱۹۳۶تا ۱۹۳۹ ساخت، شهرت پیدا کرد.

در سال ۱۹۶۳ مدال آزادی ریاست جمهوری توسط جان اف کندی رئیس‌جمهور آمریکا به او اهدا شد.

یک بزرگراه در اسپانیا به نام کاسالس نامگذاری شده‌است. همچنین رقابت بین‌المللی موسیقی پابلو کاسالس از سال ۲۰۰۰ هر چهار سال یک بار در شهر فرانکفورت آلمان برگزار می‌شود. در این رقابت، نوازندگان نخبه ویلون سل کشف می‌شوند.

فاوست

فاوست شخصیت اصلی یک افسانه آلمانی است. او انسانی موفق با تحصیلات دانشگاهی ولی ناراضی از زندگی است که روحش را برای دستیابی به دانش نامحدود و لذات دنیوی در معامله‌ای با شیطان معاوضه می‌کند. این افسانه منشأ آثار ادبی، داستانی، سینمایی و موسیقایی بسیاری شده‌است.
کلمه فاوست در آلمانی معیار، مشت معنی می‌دهد.

پیدایش

فاوست به شکل‌های مختلف در گذر زمان ثبت شده‌است. فاوست و صفت آن فاوستی، اغلب توصیف موقعیتی است که در آن فردی جاه‌طلب به منظور رسیدن به قدرت و موفقیت دست از اخلاقیات می‌کشد. در نسخه‌های اولیه همچون تصنیف‌ها، نمایش‌نامه‌ها و عروسک‌گردانی‌هایی که بر اساس این افسانه ساخته شد، فاوست به شکل محتومی لعنت‌شده و دوزخی بود، زیرا انسان را به دانش الوهی ترجیح می‌داد. او کسی بود که: «متن مقدّس را پشت در و زیر میز می‌گذارد، از این‌که دکتر الهیات نامیده شود پرهیز دارد و ترجیح می‌دهد که به شکل دکتر طب لباس بپوشد.»"

هرچند در سراسر آلمان قرن ۱۶ نمایشنامه‌ها و عروسک‌گردانی‌های کمدی معروفی بر اساس قرائتی آزاد از این افسانه پدید آمده بودند و در اغلب اوقات فاوست و مفیستوفل (که نام شیطان است در داستان فاوست) را در حد چهره‌هایی مبتذل و خنده‌دار تنزل می‌دادند، اما به واقع این کریستوفر مارلو بود که با نگارش نمایش‌نامهٔ دکتر فاوستوس (تاریخچه تراژدی گونه زندگی و مرگ دکتر فاستوس) به این افسانه شهرت بخشید. سرانجام دویست سال بعد در نسخهٔ بازسازی‌شده توسط گوته، فاوست به تحصیل‌کرده‌ای بدل می‌شود که «چیزی بیشتر از گوشت و نوشیدنی زمینی» می‌طلبد.

خلاصه ی داستان

فاوست خسته و ناامید است. تصمیم می‌گیرد تا با شیطان جهت کسب دانش بیشتر و قدرت جادو وارد گفتگو شود. او می‌خواهد تا از تمام دانش و لذت این دنیا بهره‌مند شود. در مقابل، نماینده شیطان، مفیستوفل ظاهر می‌شود. او این معامله را با فاوست انجام می‌دهد: مفیستوفل به قدرت جادویی او برای یک مدت کمک می‌کند، ولی در پایان دوره، روح فاوست به شیطان تعلق دارد و فاوست به شکل ابدی ملعون خواهد بود. در داستان‌های اولیه، این دوره معمولاً ۲۴ سال ذکر شده‌است.

در مدت زمان قرارداد، فاوست به انحای مختلف از مفیستوفل بهره می‌جوید. در بسیاری از نسخه‌های داستان، از جمله در نمایش‌نامهٔ گوته، مفیستوفل او را کمک می‌کند تا دختری زیبا و معصوم را که معمولاً گِرتشن نامیده شده و در نهایت زندگی‌اش نابود می‌شود، اغوا کند؛ هرچند در نهایت، معصومیت گِرتشن نجاتش می‌دهد و او وارد بهشت می‌شود.
در روایت گوته، فاوست نیز با رحمت خدا به خاطر کوشش مداومش و همچنین درخواست گرتشن از خدا نجات می‌یابد. اما در نسخه‌های اولیه، فاوست برای همیشه فاسد شناخته می‌شود. او فکر می‌کند که گناهانش قابل بخشش نیست. در این روایت‌ها وقتی پایان دوره فرا می‌رسد شیطان او را به جهنم همراهی می‌کند.

خانواده روتشیلد

خانواده روتشیلد، (به آلمانی: Rothschild) به اعضای خانواده بسیار ثروت‌مند روتشیلد گفته می‌شود که شجره نامه آن‌ها از سال ۱۵۰۰ میلادی در آلمان قابل استناد است. این خانواده که از تبار یهودیان اشکنازی است، فعالیت‌های بانکداری خود را از قرن ۱۸ آغاز کردند. در حدود سده ۱۸ میلادی که این خانواده در اوج قدرت خود بود، ثروتمندترین خانواده جهان محسوب می‌شد و بیشترین ثروت ثبت شده در تاریخ مدرن را دارا بود. ثروت خانواده به تدریج کاهش یافت زیرا در بین تعداد زیادی از ورثه تقسیم شد. امروزه فعالیت‌های خانواده روتشیلد بسیار کمتر از گذشته‌است، با وجود آن اعضای خانواده هنوز هم فعالیت‌های گستردهٔ اقتصادی در زمینه‌هایی چون بانکداری، استخراج معدن، کشاورزی، شراب‌سازی و کارهای نیکوکاری دارند.

پنج نسل از شاخه اتریشی این خانواده، توسط امپراتور هابزبورگ فرانسیس دوم به مقام اشرافیت رسیدند. شاخه دیگر این خانواده، شاخه انگلیسی نیز توسط ملکه ویکتوریا به اشرافیت انگلیسی رسید. نشان خانوادگی روتشیلد یک مشت به همراه پنج تیرکمان است که سمبل پنج شاخه این خانواده بوده و به آیه زبور ۱۲۷ ("مانند تیرهای کمان در دست جنگجو") اشاره دارد. شعار خانوادگی زیر این سمبل نقش بسته‌است:" (اتحاد، صداقت و صنعت).

تاریخچه

نخستین عضو از این خانواده، که از نام‌خانوادگی روتشیلد استفاده کرد؛ ایزاک الچانان روتشیلد بود، که در سال ۱۵۷۷ زاده شد. این نام به معنی «سپر قرمز» در زبان آلمانی قدیم است.

این خانواده در سال ۱۷۴۴ با به دنیا آمدن میر امشل روتشیلد شروع به کسب قدرت در سطح بین‌المللی کرد. او پسر امشل موزس روتشیلد بود و به‌عنوان صراف، با شهریای هس تجارت می‌کرد.

وی که در گتو (محلهٔ یهودی) فرانکفورت به دنیا آمده بود، یک خانواده بانکداری ایجاد نمود و پنج پسر خود را، در پنج مرکز اصلی تجارت اروپا مستقر کرد.

بیشتر ثروت این خانواده توسط شاخه لندن آن، ناتان میر روتشیلد به دست آمد. یکی از استراتژی‌های مهم این خانواده این بود که کنترل بانک فقط در بین اعضای خانواده می‌چرخید. این‌کار باعث می‌شد، آن‌ها بتوانند ابعاد فعالیت‌های خود را به‌طور کامل مخفی کنند. دائرةالمعارف یهودی نوشته سال ۱۹۰۶ می‌نویسد: «روش کار روتشیلدها که در آن چند برادر در چند مرکز مالی فعالیت‌های موازی شروع کردند، توسط بقیه بانکداران یهودی تقلید شد، مانند بیشافهایم‌ها، پریرزها، سلیگمان‌ها، لازاردها و غیره. این بانکداران با صداقت و مهارت اقتصادی، اعتبار زیادی نه‌تنها در بین یهودیان، بلکه در بین بانکداران نیز پیدا کردند. از این رو بانکداران یهودی قدرت زیادی در اواسط و اواخر قرن ۱۹ به دست آوردند. رئیس تمامی آن‌ها خانواده روتشیلد بود.»

میر روتشیلد ثروت خانوادگی را با ترتیب دادن ازدواج‌های از پیش تعیین شده، در خانواده نگه می‌داشت؛ ولی از قرن ۱۹ تمامی روتشیلدها شروع به ازدواج با غیرخودی نمودند. این ازدواج‌ها بیشتر با خانواده‌های اشرافی یا بانکداری دیگر بود. پنج پسر میر روتشیلد عبارت بودند از:

Amschel Mayer Rothschild (1773–1855)

Salomon Mayer Rothschild (1774–1855)

Nathan Mayer Rothschild (1777–1836)

Carl (ent. Kalman) Mayer Rothschild (1788–1855)

James (ent. Jakob) Mayer Rothschild (1792–1868)

جنگ‌های ناپلئونی

خانواده روتشیلد ثروت بسیار زیادی از جنگ‌های ناپلئون به دست آورد. از سال ۱۸۱۳ تا ۱۸۱۵ ناتان میر روتشیلد به تنهایی مخارج جنگ ارتش بریتانیا را تأمین می‌کرد. در سال ۱۸۱۵، روتشیلد ۹٫۸ میلیون پوند (معادل ۶٫۵۸ میلیارد پوند در پول امروزی) به صورت قرض به متحدان انگلستان داد.

به دلیل کمک بقیه برادران، روتشیلد موفق شد، شبکه بزرگی از مأمورین، باربرها و پست در اروپای نابود شده به واسطه جنگ، ایجاد کند، تا به واسطه آن، اخبار سیاسی و اقتصادی را زودتر از بقیه به دست آورده و از رقبای خود پیش باشد. در این زمان ارزش روتشیلدها برای حکومت انگلستان فزونی یافت.

این شبکه به ناتان اجازه داد تا خبر پیروزی بریتانیا را در جنگ واترلو یک روز کامل قبل از پیام‌آور دولتی به دست آورد. مهمترین فکر ناتان این بود، که از این اطلاع چگونه پول بیشتری به دست آورد. او خبر را به دولت نداد. ناتان شروع به فروختن سهام دولتی خود کرد، که باعث ایجاد ترس در بورس و کاهش شدید قیمت سهام شد. سهامداران به پیروی از این سرمایه‌دار بزرگ و کارکشته، سهام‌های خود را فروختند و پس از اینکه قیمت سهام به پایین‌ترین حد خود رسید، ناتان روتشیلد همهٔ سهام‌های افراد دیگر را خریداری کرد و موفق شد که رقبای خود را از صحنه به در کند. روز بعد با پخش شدن خبر پیروزی انگلستان ارزش سهام مجدداً به مقدار قبلی خود بازگشت و با اینکار به ازای نابودی بسیاری از سرمایه‌داران انگلیسی خود را به ثروت هنگفتی رساند.

ناتان فعالیت‌های اقتصادی خود را از منچستر شروع کرد، سپس به لندن رفت. در سال ۱۸۰۹ او ساختمان اصلی خود را در خیابان سوئیتین محله شهر لندن (با شهر لندن عادی اشتباه نشود) خرید و شرکت ن.م. روثشیلد و پسران را در سال ۱۸۱۱ ایجاد کرد. او چنان قدرتی به دست آورد که در سال ۱۸۲۵ توانست به قدر کافی سکه به بانک انگلستان بدهد که از بحران نقدینگی جلوگیری کند.

شجره نامه خانواده روتشیلد

سالوادور دالی

سالوادور فلیپه ژاسینتو دالی دومنک اسپانیایی: Salvador Felipe Jacinto Dalí Domènech‎ (زاده ۱۱ مه ۱۹۰۴ – درگذشته ۲۳ ژانویه ۱۹۸۹) نقاش فراواقع‌گرای اسپانیایی بود. دالی طراحی ماهر بود که بیشتر به خاطر خلق تصاویری گیرا و خیالی در آثار فراواقع‌گرایش به شهرت رسید. در نقاشی اغلب به تأثیر نقاشان رنسانس نسبت داده می‌شود. معروف‌ترین اثر سالوادور دالی به‌نام تداوم حافظه در سال ۱۹۳۱ خلق شد. وی همچنین در عکاسی، مجسمه‌سازی و فیلم‌سازی نیز فعالیت داشت. وی با والت دیسنی تهیه‌کننده و کارگردان شهیر آمریکایی در ساخت کارتون کوتاه و برنده جایزه اسکار «دستینو» که در سال ۲۰۰۳ و پس از مرگ وی منتشر شد، همکاری داشت. دالی همچنین با آلفرد هیچکاک در ساخت فیلم «طلسم شده» (۱۹۴۵) همکاری کرد.

دالی همواره بر «ریشه عرب» خود تأکید داشت و ادعا می‌کرد که اجدادش به نسل «مور»ها که جنوب اسپانیا را برای تقریباً ۸۰۰ سال در اختیار داشتند، بازمی‌گردد. همچنین خانواده مادری دالی ریشه‌ای یهودی در بارسلونا داشتند.

دالی که شدیداً فردی خیال‌پرداز بود، علاقه وافری به انجام کارهایی عجیب برای جلب توجه دیگران داشت. این قبیل کارها اغلب برای کسانی که به هنر وی علاقه داشتند خسته‌کننده بود و به همان اندازه برای منتقدین وی، آزاردهنده به‌شمار می‌رفت. این نوع رفتار غیرعادی دالی گاهگاهی توجه افکار عمومی را بیشتر از آثار هنری وی جلب می‌کرد و در نتیجه، این رسوایی و بدنامی تعمدی منجر به شناخت گسترده عامه مردم و تقاضا برای خرید آثار وی توسط طیف گسترده‌ای از مردم شد.