طولانی ترین حکومت جهان

امپراتوری پاندیان (انگلیسی: Pandya dynasty) از سلسله امپراتوری تامیل است که دست‌کم از ۳ تا ۴ قرن قبل از میلاد شکل گرفت و بر مناطق وسیعی از جنوب هند امروزی و شمال سریلانکا حکومت کرده است.

سلسله پاندیا (تامیلی: [paːɳɖijɐr])، همچنین به عنوان پاندیاهای مادورای شناخته می شود، یک سلسله باستانی تامیل در جنوب هند و در میان چهار پادشاهی بزرگ تامیلاکام بود که سه پادشاه دیگر پالاواها، چولاها و چراها هستند. این سلسله که حداقل از قرن 4 تا 3 قبل از میلاد وجود داشته است، از دو دوره سلطه امپراتوری، قرن 6 تا 10 پس از میلاد، و تحت "پاندیاهای بعدی" (قرن 13 تا 14 میلادی) گذشت. تحت فرمان جاتاوارمان سوندارا پاندیان اول و ماراوارمان کولاسکارا پاندیان اول، پاندیاها بر سرزمین های وسیعی از جمله مناطقی از جنوب هند امروزی و شمال سریلانکا از طریق ایالت های تابعه تابع مادورای حکومت می کردند. سلسله پاندیا طولانی ترین سلسله حاکم در جهان است.

از فرمانروایان سه سلسله تامیل به عنوان «سه فرمانروای تاجدار (مو-ونتار) منطقه تامیل» در بخش جنوبی هند یاد می‌شد. تعیین منشأ و خط زمانی سلسله پاندیا دشوار است. روسای اولیه پاندیا از دوره باستان بر کشور خود (پاندیا نادو) حکومت می کردند که شامل شهر داخلی مادورای و بندر جنوبی کورکای می شد. پاندیاها در اولین شعرهای موجود تامیل (ادبیات سنگام) جشن گرفته می‌شوند. روایات یونانی-رومی (در اوایل قرن چهارم قبل از میلاد، فرمان های امپراتور مائوریا آشوکا، سکه هایی با افسانه هایی به خط تامیل-براهمی و کتیبه های تامیل-براهمی نشان دهنده تداوم سلسله پاندیا از قرن سوم پیش از میلاد است. تا قرون اولیه میلاد. پاندیاهای تاریخی اولیه با ظهور سلسله کالابرا در جنوب هند در ابهام محو شدند.

کویل وتووان، کالوگومالای، توتیکورین. پادشاهی پاندیا، قرن هشتم میلادی

تخت های جین کالوگومالای، پادشاهی پاندیا، پادشاه جاتیلا پارانتاکا ندونجادایان (قرن هشتم میلادی)

طولانی‌ترین حکومت تاریخ ایران و دومین حکومت طولانی تاریخ جهان

پادوسپانیان یا پادوسبانیان یا پادوسبانان یا بادوسپانیان که با نام‌های دیگری، نظیر آل بادوسپان و اُستَنداران نیز نامیده شده‌است، طولانی‌ترین حکومت تاریخ ایران و دومین حکومت طولانی تاریخ جهان می‌باشد. پادوسپانیان سلسله‌ای بودند که از ابتدا با عنوان اسپهبد، سپس از سده پنجم تا دهم استندار و بعدتر از اواخر سده یازدهم میلادی تا سده شانزدهم میلادی با نام ملک بر رویان و رستمدار حکومت می‌کردند.

نقشه قلمرو پادوسبانیان

پادوسپانیان نسب خود را به ساسانیان و جاماسب ساسانی بیست و یکمین پادشاه دودمان ساسانی می‌رساندند. نامگذاری این سلسله به نام پادوسبان، پسر گیل گیلان گاوباره، که طبق افسانه‌ها به حکومت رویان رسید؛ آن هم درست زمانی که برادرش دابویه به تاج و تخت گیلان رسید، بوده‌است. این سلسله پس از دودمان یاماتو در ژاپن طولانی‌ترین سلسله جهان است که از ۲۲ تا ۱۰۰۶ هجری قمری (در حدود هزار سال) در رویان و اطراف آن حکومت کردند. رویان از شهرهای قدیم و تاریخی و بومی خطه طبرستان بوده‌است. بطوریکه بزرگ‌ترین شهر طبرستان در دشت آمل و بزرگ‌ترین شهر طبرستان در کوهستان رویان کجور بوده‌است. رویان در اوایل سده هفتم با عنوان استندار یا استنداران و سپس رستمدار خوانده شده‌است و پایتخت رویان در آن زمان کجور بوده؛ که حدود رستمدار کاملاً قابل انطباق با حدود خاک رویان بوده و شهر قدیم کجور (به فاصله سه کیلومتری از شهر جدید کجور و در دامن کوه) از شهرهای معظم آن بوده‌است یاقوت حموی، رویان را کرسی منطقه کوهستانی طبرستان و آمل را کرسی منطقه جلگه‌ای و اراضی پست ساحلی یاد کرده و قید نموده که در رویان ساختمان‌های خوب و باغستان‌های پر میوه وجود داشته و نزدیک رویان (یا کلار) شهر سعید آباد واقع است. هرچند که رویان در دوره تسلط دابویگان (شاخه دیگر گاوبارگان) عملاً تحت تسلط آنها بوده‌است بطوریکه دابویگان به پایتختی ساری، بر رویان و زمین‌های جلگه‌ای طبرستان تا تمیشه تسلط داشتند. پادوسبانیان در آغاز لقب اسپهبد داشتند. از آنجا که نواحی کوهستانی رویان را در تصرف داشتند، بدین جهت آنها را استندار نیز خوانده‌اند که به معنی فرمانروای کوهستان است چه استان به زبان طبری کوه را گویند. بعدها به ابتدای نام خود ملک را می‌افزودند پایتخت پادوسبانان کجور بود.

dr duane reade pharmacy

Duane Reade یک داروخانه زنجیره ای و فروشگاه های رفاه است که متعلق به Walgreens Boots Alliance است. فروشگاه‌های آن عمدتاً در نیویورک (کلان شهر نیویورک و شهرستان‌های ناسائو، سافولک، وستچستر، راکلند و فیرفیلد) علاوه بر نیوجرسی هستند. آنها به خاطر چیدمان فروشگاه‌های پر حجم و کوچک در مکان‌های پرجمعیت منهتن شهرت دارند. در سال 2012، دفتر مرکزی شرکت به 40 وال استریت در منهتن پایین که محل جدیدترین فروشگاه پرچمدار آن است، نقل مکان کرد.

این زنجیره که در سال 1960 تأسیس شد، با سه فروشگاه توسط آبراهام، الی و جک کوهن با یک انبار واقع بین خیابان Duane و خیابان رید در برادوی در منهتن پایین راه اندازی شد. Duane Reade نام خود را از اولین داروخانه موفق شرکت با خدمات کامل گرفته است که در سال 1960 در برادوی بین خیابان های Duane و Reade در ترایبکا، درست در شمال منطقه مالی افتتاح شد. خود خیابان‌ها به نام سیاستمداران اولیه آمریکایی، جیمز دوان (1733-1797) و جوزف رید (1694-1771) نامگذاری شده‌اند.

هانس كريستيان أندرسن

هانس کریستیان آندرسن (به دانمارکی: Hans Christian Andersen) (۲ آوریل ۱۸۰۵ – ۴ اوت ۱۸۷۵) نویسندهٔ سرشناس اهل دانمارک است که از معروف‌ترین داستان‌هایش می‌توان از پری دریایی کوچولو، بندانگشتی، جوجه‌اردک زشت، زندگی من، ملکه برفی، دخترک کبریت‌فروش و لباس جدید پادشاه نام برد.

در ۱۸۲۹ اولین کتابش گزارش یک پیاده‌روی[ث] منتشر شد. پس از آن به‌طور منظم کتاب‌هایی منتشر کرد. در ابتدا کتاب‌هایی که برای بزرگسالان نوشته بود به نظر خودش مهم‌تر از فانتزی‌هایش بودند، اما به مرور زمان دریافت که همین داستان‌های عامیانه وجوه پایداری از زندگی بشری و شخصیت داستانی را آشکارا و به شکلی مسحورکننده به تصویر می‌کشند. این امر دو پی‌آمد داشت.

نخست این‌که دیگر داستان‌هایش را به‌عنوان سرگرمی‌هایی که مختص کودکان نگاشته شده در نظر نمی‌گرفت.
دوم این‌که به‌جای بازگویی قصه‌های سنتی، نگاشتن داستان‌های خود را آغاز کرد.

او زمانی گفته که ایده‌های داستان‌هایش

مانند بذری کاشته‌شده در ذهنش هستند که تنها به بوسهٔ تلألویی از خورشید یا قطرهٔ دارویی نیاز دارند تا بشکفند.

او به‌طرز ظریفی مردمی را که دوست می‌داشت یا از آن‌ها متنفر بود در قالب شخصیت‌های داستان‌هایش ارائه می‌داد: زنی که از پذیرش عشقش امتناع کرده بود در پری دریایی کوچولو به شاهزاده‌ای احمق بدل می‌شود، زشتی و خباثتش، یا خیال‌پردازی‌های پدرش برای میراث‌خواری از یک خانوادهٔ قدرتمند و متمول، در جوجه‌اردک زشت بازتاب می‌یابد.

بولتن یا خبرنامه چیست؟

بولتن Bulltein يا نشريه داخلی یک نوع مجله درون سازمانی می باشد که معمولا در دوره های زمانی مشخص بطور خاص برای توزیع در داخل یک مجموعه یا سازمان مورد استفاده قرار میگیرد. محتوای بولتن ها بیشتر شامل مطالب و مقالات اطلاع رسانی، خبری، آموزشی و در برخی موارد شامل بخش سرگرمی و اوقات فراغت می شود. اگر بولتن با ساختار علمی و با بررسی روحیات سازمانی طراحی و تولید گردد می تواند به عنوان یه رسانه قوی برای روابط عمومی مورد استفاده قرار گیرد.

در قالبی دیگر می‌توان بولتن را به این شکل معرفی کرد که بولتن یا«خبرنامه» ابزاری است برای اطلاع‌رسانی به طیفی از مخاطبین خاص، با علایق مشترک، که درباره رویدادها، گزارش ها، یا اخبار مرتبط با یک موضوع، روشنگری کرده و رابط بین یک سازمان، شرکت یا کسب و کار با مخاطبان آن می‌شود. در یک تعریف کلی، یک نشریه داخلی، یک بولتن سازمانی و مجله ادواری، حتی یک اطلاعیه خبری سازمانی، «خبرنامه» به شمار می‌رود.
یکی از اهداف اصلی تولید بولتن، ارایه آن به مخاطبان درون سازمان است، تا بدینوسیله واحدهای روابط عمومی بر اساس سیاست‌گذاری‌های خود اطلاع‌رسانی مناسبی به مخاطبان خود داشته باشند.
امروزه برای کارآیی و تاثیرگذاری بیشتر «خبرنامه الکترونیک»، روش های متفاوتی وجود دارد و از فناوری‌های مختلفی برای ترویج و توسعه آن استفاده می‌شود، اما هنوز هم کیفیت محتوا، عنصر اصلی خبرنامه است.

اگر چه بولتن با توجه به ابعاد خبری و آگاه بودن تمامی سازمان تولید می‌گردد ولی به دلیل زمان انتشار با تاخیر بولتن نسبت به خبرها، اخبار کاملاً مرده محسوب می‌شود. نظر به این بولتن‌ها دارای جنبه‌های دیگر مانند ابعاد اطلاع‌رسانی، آموزشی، اوقات فراغت، لایه های بازخوردی و … می باشند اما بسیاری از پرسنل سازمان ها و مجموعه ها تنها نقطه فعالیتی و اعتباربخشی را در نزد روابط عمومی‌ها بولتن می‌داند و می توان گفت تنها نقطه ایستگاهی که روابط عمومی می تواند براساس آن مانور دهد همین بولتن است.

منبع: https://nashreonline.com/blog/bulletin/

رومان اوقات فراغت یک جنتلمن

رومان اوقات فراغت یک جنتلمن نوشته پی جی وودهاوس است. طرح اصلی اولین بار در رمانی به نام «جمع آوری جواهرات» در شماره دسامبر 1909 مجله Ainslee ظاهر شد.

این رمان به طور قابل توجهی مورد بازبینی قرار گرفت و برای انتشار به عنوان کتاب تحت عنوان نفوذ جیمی توسط W. J. Watt & Co.، نیویورک، در 11 مه 1910 گسترش یافت. پیش از انتشار با عنوان A Gentleman of Leisure توسط Alston Rivers Ltd، لندن، در 15 نوامبر 1910، به عنوان The Intrusions of Jimmy در مجله هفتگی Tit-Bits بریتانیا بین 11 ژوئن و 10 سپتامبر منتشر شد. تفاوت‌های متنی جزئی بین نسخه‌های آمریکایی و انگلیسی کتاب وجود دارد.

A Gentleman of Leisure در سال 1911 برای روی صحنه اقتباس شد و دو بار در سال های 1915 و 1923 فیلمبرداری شده است

اکشن با جیمی پیت مجرد در نیویورک شروع می شود. او که در یک کشتی فراآتلانتیک عاشق شده است، با یک سارق کوچک دوست می شود و در نتیجه یک شرط بندی وارد خانه یک کاپیتان پلیس می شود. بازیگران شخصیت‌ها به انگلستان می‌روند و از آنجا به بعد یک داستان عاشقانه معمولی وودهاوسی است که در قلعه باشکوه Dreever اتفاق می‌افتد، مملو از کلاهبرداران، کارآگاهان، کلاهبرداران، عاشقان مکر و عمه‌های دزدگیر.

ساعت سازی میوتا

یک نام تجاری از حرکات ساعت مکانیکی و کوارتز است که توسط Citizen Watch Manufacturing Co., Ltd. (CWMJ)، یکی از شرکت های تابعه Citizen Watch تولید می شود. در سال 1959 شرکت Miyota Precision در شهر میوتا ، استان ناگانو ، ژاپن به عنوان کارخانه مونتاژ ساعت های مچی تاسیس شد. این شرکت در سال 1991 به Miyota Co., Ltd. و Citizen Miyota Co., Ltd. در سال 2005 تغییر نام داد و با Citizen Finetech Co., Ltd. برای تشکیل Citizen Finetech Miyota Co., Ltd. در سال 2008 ادغام شد و با Citizen Seimitsu Co ادغام شد. ., Ltd. برای تشکیل Citizen Finedevice Co., Ltd. در سال 2015. این شرکت تولید می کند قطعات ساعت مانند نوسانگرهای کریستالی و جواهرات یاتاقان، اما کسب و کار تولید حرکت ساعت آن به شرکت تولید ساعت سیتیزن، با مسئولیت محدود، منتقل شده است.

در سال 2016 یک کارخانه مونتاژ حرکت بزرگ (CWMJ Miyota Saku Factory) در ساکو ، استان ناگانو افتتاح شد. اکثر برندهای ساعت، حرکات خود را در خانه انجام نمی دهند ، بلکه از ساعت های استاندارد ساخته شده توسط شرکت های تخصصی مانند Miyota و ETA SA استفاده می کنند.

آنتیگونه (سوفوکل)

آنتیگونه (به یونانی: Ἀντιγόνη)، نام نمایشنامه‌ای است از تراژدی‌نویس مشهور یونانی، سوفوکل که در حدود ۴۴۲ پیش از میلاد نوشته شده‌است و با وجودی که آخرین نمایشنامه از سه گانهٔ تبس، یا تِبای (به انگلیسی: Theban Trilogy) است اما پیش از دو نمایشنامهٔ دیگر (ادیپ شهریار و ادیپ در کولونوس) نوشته شده‌است.

تنها ۷ نمایشنامه از مجموع ۱۲۳ تراژدی سوفوکل باقی‌مانده‌است و شاید بتوان سه‌گانهٔ تبس را با توجه به اجراهای بسیاری که از نمایشنامهٔ آنتیگونه صورت گرفته‌است مشهورترین آن‌ها دانست.

خلاصه

پولونیکس و اتئوکلس در جنگ با یکدیگر بر سر قدرت کشته می‌شوند. کرئون، پادشاه تبس فرمان می‌دهد تا اتئوکلس را با تشریفات و احترام کامل به خاک بسپارند ولی جنازهٔ پولونیکس خیانتکار را به حال خود رها سازند تا خوراک کرم‌ها و لاشخورها شود. آنتیگونه و ایسمنه، خواهران دو برادر کشته شده هستند و آنتیگونه نمی‌تواند بپذیرد که جنازهٔ برادرش پولونیکس به حال خود رها گردد. پس مخفیانه به دیدار ایسمنه رفته و از او می‌خواهد تا در خاک‌سپاری برادر به او کمک کند. اما ایسمنه از خشم کرئون وحشت دارد و نمی‌پذیرد. پس آنتیگونه به تنهایی دست به کار می‌شود.

کرئون در کاخ خود است و ریش‌سفیدان تبس (گروه سرایندگان) فرمان او را مورد تأیید قرار می‌دهند. اما خبر می‌رسد که کسی پولونیکس را دفن کرده‌است. کرئون بر می‌آشفد و خواهان دستگیری خاطی می‌شود. آنتیگونه را به پیش او می‌آورند و او بدون اینکه کارش را پنهان سازد با کرئون بر سر اینکه اخلاقیات را زیر پا گذاشته‌است وارد بحث می‌شود. کرئون از سخنان او برافروخته می‌شود و چون گمان می‌برد در این کار ایسمنه نیز به خواهرش کمک کرده‌است دستور دستگیری او را نیز می‌دهد. ایسمنه که ترجیح می‌دهد همراه با خواهرش کشته شود به دروغ اعتراف می‌کند اما آنتیگونه می‌گوید که او به تنهایی این کار را انجام داده‌است.

دو خواهر زندانی می‌شوند. هایمون، پسر کرئون و نامزد آنتیگونه به پیش پدر می‌آید تا او را از این کار بازدارد اما گفتگوی آن دو به درگیری لفظی انجامیده و هایمون در حالی‌که قسم می‌خورد دیگر هرگز کرئون را ملاقات نخواهد کرد از آنجا خارج می‌شود.

کرئون سرانجام تصمیم می‌گیرد تا ایسمنه را آزاد کرده و آنتیگونه را در غاری زنده به گور سازد. آنتیگونه بر سرنوشت خود می‌گرید اما از کارش دفاع می‌کند. پیشگوی نابینایی به نام ترسیاس به کرئون هشدار می‌دهد که خدایان از رفتار او ناخشنودند و به خاطر اشتباهاتش، فرزندش را از دست خواهد داد، تمام یونان او را خوار خواهد شمرد و خدایان، قربانی‌های شهر تبس را نخواهند پذیرفت. ریش‌سفیدان از این سخنان به وحشت می‌افتند و از کرئون می‌خواهند تا آنتیگونه را آزاد کرده و پولونیکس را به خاک بسپارد. کرئون می‌پذیرد اما آنتیگونه خود را به دار آویخته‌است. هایمون از مرگ نامزدش بسیار اندوهگین می‌شود و خود را می‌کشد. خبر مرگ هایمون به مادرش ائورودیکه می‌رسد و او نیز خود را می‌کشد. کرئون خود را به خاطر تمام این پیشامدها ملامت می‌کند. او توانست تاج و تخت خود را حفظ نماید اما از فرمان خدایان سرپیچی کرد و همسر و فرزند خود را از دست داد.

Anthony Corallo

آنتونی "تونی داکس" کورالو (زاده 12 فوریه 1913 - درگذشته 23 اوت 2000) یک تبهکار آمریکایی و رئیس خانواده جنایی لوچس در شهر نیویورک بود. کورالو کنترل فوق العاده ای بر اتحادیه های حمل و نقل و ساخت و ساز در نیویورک اعمال کرد.
بیوگرافی
عکس FBI از آنتونی کورالو

کورالو در 12 فوریه 1913 در شهر نیویورک متولد شد و در محله ایتالیایی شرق هارلم بزرگ شد.

کورالو مردی آرام و بی ادعا بود که از باغبانی، اپرا و پاستا لذت می برد. در سال های آخر عمر، کورالو صاحب خانه ای مجلل در اویستر بی کوو، نیویورک بود. کورالو متاهل و دارای یک پسر و یک دختر بود.
حرفه جنایی
باند شرق هارلم

در دهه 1920، کورالو به باند خیابان 107 در شرق هارلم پیوست. اولین دستگیری او در سال 1929، به دلیل سرقت بزرگ، در سن 16 سالگی بود. او مجرم شناخته نشد.

تا سال 1935، کورالو به عضوی از خانواده جنایتکار گاگلیانو، پیشرو خانواده لوچس، تبدیل شد. رئیس تامی لوچس کورالو را برای کار با اوباش جانی دیو، رهبر عملیات کتک کاری کارگری در منطقه پوشاک منهتن، استخدام کرد.

در سال 1941، کورالو پس از کشف یک انبار مواد مخدر به ارزش 150000 دلار توسط پلیس دستگیر شد. او بعداً به دلیل نقض مواد مخدر محکوم شد و به مدت شش ماه به زندان شهر در جزیره ریکرز فرستاده شد.

در سال 1943، کورالو به عنوان کاپورژیم خدمه خود منصوب شد، یک موفقیت برای مردی در اوایل 30 سالگی. او سپس پایگاه عملیات خود را از شرق هارلم به کوئینز منتقل کرد. کورالو و دیو در نهایت پنج بخش محلی گروه بین‌المللی برادری تیم‌سازان را کنترل کردند. این دو گانگستر از این افراد محلی کاغذی برای تنظیم معاملات مطلوب با شرکت های حمل و نقل و سوء استفاده از اعضای رده بندی استفاده کردند. کورالو و دیو همچنین بخش‌های محلی اتحادیه کارگران کانال (که اکنون اتحادیه کارگران ارتباطات نامیده می‌شود)، اتحادیه کارگران نساجی متحد (اکنون UNITE HERE نامیده می‌شود) و برادری نقاشان و دکوراتورها (که اکنون اتحادیه بین‌المللی نقاشان نامیده می‌شود) را کنترل می‌کردند. تجارت متفقین). این فعالیت های دزدی کارگری میلیون ها دلار برای خانواده گاگلیانو ایجاد کرد.

از سال 1941 تا 1960، کورالو حداقل 12 بار به دلیل جرایم مختلف دستگیر شد. با این حال، هیچ یک از پرونده ها حتی به محاکمه نرسید. لوچز از توانایی کورالو در اجتناب از محکومیت ها یا "اردک" شگفت زده شد. پس از یکی از این اخراج های زیاد، لوچس به این موضوع فکر کرد که "تونی دوباره اردک می زند." از آن زمان به بعد، کورالو با نام «تونی داکس» شناخته شد.

در سال 1951، رئیس قدیمی تامی گاگلیانو به دلایل طبیعی درگذشت و لوچس سرپرستی خانواده را به دست گرفت.

در 15 اوت 1959، کورالو در برابر کمیته منتخب سنای ایالات متحده در مورد فعالیت های نادرست در کار و مدیریت شهادت داد. سناتورها از کورالو خواستند تا دزدی 70000 دلاری از Teamsters Union محلی 239 را با استفاده از نام اعضای اوباش مرده توضیح دهد. کورالو مانند بسیاری از اوباش های دیگر از پاسخ دادن به هر سوالی خودداری کرد. او 120 بار در طول بازجویی دو ساعته خود از متمم پنجم درخواست کرد.

در 7 دسامبر 1961، کورالو به اتهام تلاش برای رشوه دادن به قاضی دادگاه عالی نیویورک، جی. وینسنت کیوگ و دادستان سابق ایالات متحده، الیوت کاناهر، متهم شد. کورالو از آنها می خواست که پرونده کلاهبرداری ورشکستگی علیه یکی از همکارانش را لغو کنند. در 23 ژانویه 1961، پلیس نیویورک پس از اینکه متوجه شد کورالو در خانه ای در لانگ آیلند که توسط همکارش فلیس فالکو اجاره شده بود، مخفی شده است، احضار شد.

در 17 ژوئن 1962، کورالو به رشوه خواری محکوم شد. در 2 آگوست 1962، کورالو به دو سال زندان دولتی محکوم شد.

Gennaro Langella

جنارو آدریانو لانگلا (تلفظ ایتالیایی: [dʒenˈnaːro adriˈaːno lanˈdʒɛlla]؛ 30 دسامبر 1938 - 15 دسامبر 2013)، همچنین شناخته شده به عنوان "جری لانگ"، یک اوباش آمریکایی در شهر نیویورک و خانواده جنایتکار بود. در نهایت رئیس و بازیگر شد رئیس

Langella در بروکلین، شهر نیویورک، در سال 1938 در نسل اول مهاجران از کامپانیا، ایتالیا به دنیا آمد. لانژلا از نزدیکان کارمین پرسیکو، رئیس گروه اوباش آینده شد. اعتقاد بر این است که در زمانی که خانواده‌های جنایتکار نیویورک اعضای جدید را نمی‌پذیرفتند، لانگلا مخفیانه به یک «مرد ساخته‌شده» در خانواده کلمبو تبدیل شد. لانژلا پدر سرباز مشهور کلمبو وینسنت لانگلا است. سلوین راب، نویسنده جنایی، لانگلا را چنین توصیف می کند:

... یک کوسه قرضی متکبر بی رحم و قاچاقچی مواد مخدر. سخنان او مملو از الفاظ وحشیانه بود. او یک اسب لباس بیهوده در نظر گرفته می شد و بر خلاف لباس های گانگستری معاصر هالیوود، کت های دو سینه، پیراهن های یقه باز اسپرت و عینک های آفتابی دور تا دور را ترجیح می داد. او حامی منظم رستوران Casa Sorta در بنسونهورست، بروکلین بود، جایی که با همکارانش جلساتی برگزار می کرد.

خانواده کلمبو

لانژلا به سرعت در ردیف خانواده جنایتکار قرار گرفت. هنگامی که پرسیکو در اواخر دهه 1970 و اوایل دهه 1980 در زندان بود، لانژلا به عنوان رئیس زیر مجموعه و حتی رئیس موقت دو برابر شد، در حالی که پرسیکو برای جلوگیری از اتهامات فدرال مخفی شد. لانگلا بر راکت های کارگری مختلف برای خانواده نظارت می کرد، از جمله سهام آنها در "باشگاه بتن"، و کنترل اتحادیه های کارگری مختلف، از جمله شورای منطقه کارگران سیمان و بتن، محلی 6A را اعمال می کرد. رالف اسکوپو جونیور، پسر سرباز خانواده جنایتکار کلمبو، رالف اسکوپو پدر، به عنوان رئیس موقت، مشاور او بود.
زندان

در 14 اکتبر 1984، Langella، Persico، و دیگر اوباش کلمبو به اتهام اخاذی و اخاذی RICO در دادگاه کلمبو متهم شدند. در 25 فوریه 1985، لانگلا و دیگر رهبران اوباش در دادگاه کمیسیون مافیا متهم شدند.

در مارس 1985، Langella به دلیل شهادت دروغ و ممانعت از اجرای عدالت به 10 سال زندان و 15000 دلار جریمه محکوم شد. در دادگاه کلمبو، لانگلا در 17 نوامبر 1986 به 65 سال زندان محکوم شد. همراه با دیگر متهمان، لانگلا در 1 ژوئیه 1985 در دادگاه کمیسیون مافیا اعتراف به بی گناهی کرد. در 19 نوامبر 1986، لانگلا در دادگاه کمیسیون مافیا همراه با پرسیکو و دیگر رهبران ارشد کوزا نوسترا در نیویورک محکوم شد. در 13 ژانویه 1987، لانگلا به 100 سال زندان محکوم شد تا متوالی با محکومیت 65 ساله خود، 240000 دلار جریمه نقدی، و هیچ گزینه ای برای آزادی مشروط در نظر گرفته شود.

او آخرین بار در مرکز پزشکی ایالات متحده برای زندانیان فدرال (MCFP) در اسپرینگفیلد، میسوری زندانی بود، جایی که در 15 دسامبر 2013 درگذشت.